خجولی و کم حرفی

چطور خجولی و کم حرفی مان را کنار بگذاریم؟

در این مقاله به این می پردازیم که چطور خجولی و کم حرفی مان را کنار بگذاریم.

حتما برای تو هم پیش آمده زمانی که وارد جمعی می شوی که افراد غریبه هم آنجا حضور دارند،

به شدت دچار ترس و استرس می شوی.

ضربان قلبت به شدت تند می زند. دستانت عرق می کند و گلویت خشک می شود.

نمی دانی چطور با افراد مختلف سر صحبت را باز کنی و اصلاً نمی دانی که چه بگویی؟

هیچ حرفی برای گفتن پیدا نمی کنی، انگار ذهنت کاملاً پاک شده.

دوست داری هر چه زودتر فلنگ را ببندی و از آن معرکه بیرون بیایی.

نگران نباش خجالتی بودن کاملاً قابل درمان است.

برای هیچکس غیر ممکن نیست که نتواند خجالتی بودنش را کنار بگذارد.

هیچکس خجالتی به دنیا نیامده، و هیچکس با روابط عمومی بالا به دنیا نیامده.

برای غلبه بر خجولی و کمرویی، فقط یک چیز لازم داری و آن هم “شهامت” است.

معمولاً افراد خجالتی در ذهنشان ترس و وحشتی خیلی بیشتر از چیزی که در واقعیت است

دارند.

اما فقط زمانی متوجه این موضوع می شوند که دل به دریا بزنند و با ترسشان رو به رو شوند.

با تغییر باورها و تصورات اشتباهی که داریم، می توانیم بر خجولی و کم حرفی مان غلبه کنیم.

دوم اینکه قبول کنیم همه دچار ترس، نگرانی و استرس می شوند و فقط ما نیستیم که این حس

را تجربه می کنیم.

داشتن ترس و استرس مهم نیست، مهم این است که چطور آن را مدیریت و کنترل کنیم.

قبلاً در یک مقاله جداگانه به صورت کامل خجالتی بودن را تعریف کردیم و دلایلش را بررسی

کردیم.

خجالتی بودن با باوقار بودن و جذاب بودن فرق دارد

اما قبل از اینکه وارد این بحث شوم و راهکارهای رفع خجولی و کم حرفی را خدمتتان عرض کنم

لازم است به نکته ای اشاره کنم : خیلی ها خجالتی بودن را با باوقار بودن یکی می دانند.

و پیش خودشان فکر می کنند زمانی که در مهمانی یا جمعی حضور دارند اگر گوشه ای بنشینند و با

کسی در ارتباط نباشند و زیاد در گفتگوها شرکت نکنند، از نظر دیگران جذاب و باوقار هستند و

بیشتر توجه افراد را به سمت خودشان جلب می کنند.

اما در واقعیت این طور نیست یعنی شخص خجالتی و کم حرف اصلا جذاب نیست.

برای درک بهتر این موضوع کافی است خودتان را جای یکی از افرادی که در آن مهمانی حضور

دارند بگذارید.

دو نفر را فرض کنید. یک نفر به سمت شما می آید با شما دست می دهد، در حالی با شما

سلام و احوال پرسی می کند که لبخند به لب دارد، خیلی خونگرم با شما برخورد میکند گویی

چندین سال است که شما را می شناسد و بعد با سایر مهمان ها به همین شکل ارتباط

برقرار می کند.

و نفر دوم هم سمت شما می آید و خیلی خشک و معمولی سلام و احوال پرسی می کند و

بدون اینکه لبخندی بزند، سریع می رود و سر جایش می نشیند.

از نظر شما کدامیک از این دو نفر دوست داشتنی تر است ؟ یا برای شما کدامیک از این دو

نفر جذابیت بیشتری دارند؟

شخصی که خونگرم و اجتماعی است، خیلی راحت ارتباط برقرار میکند و خیلی خوب و مناسب

صحبت میکند و بیان قوی دارد یا شخص خجالتی که حرفی برای گفتن ندارد و خیلی خشک و

رسمی و در حد دو یا چند کلمه با شما احوالپرسی میکند بدون اینکه لبخند بزند یا ارتباط

چشمی مناسبی برقرار کند.

قطعاً برای همه ما نفر اول جذاب تر و دوست داشتنی تر است و ما همیشه دوست داریم

جای نفر اول باشیم.

افرادی که خوب صحبت می کنند و مهارت های ارتباطی بالایی دارند همیشه برای مردم جذاب

ترند.چون این افراد همیشه به دیگران حس “مهم و با ارزش بودن” می دهند.

به همین خاطر است که ما از مصاحبت و همنشینی با آن ها لذت می بریم.

پس تا اینجا فهمیدیم که خجالتی و کم حرف بودن ربطی به متانت و باوقار بودن ندارد و عاملی برای

داشتن جذابیت محسوب نمی شود.

بعضی از فرهنگ ها خجولی و کم حرفی را با باحیا بودن یکی می دانند.

به دلیل جا افتادن یک فرهنگ اشتباه خیلی از خانواده ها که فرزند خجالتی دارند به

خصوص اگر دختر باشد، می گویند بچه ما باحیاست!

زمانی که دخترشان خجالت می کشد یا صحبت نمی کند، پدر و مادرش به بقیه می گویند :

“ببینید چه دختر خوب و با حیایی دارم”.

و این بچه با این برچسب بزرگ می شود و نه تنها خجولی و کم حرفی را مشکل بزرگی نمی

داند، بلکه آن را یک پوئن مثبت برای خودش در نظر می گیرد

و فکر می کند اگر به این رفتارش ادامه دهد، حداقل یک خوبی دارد و اون باحیا بودنش

است و با این شیوه تربیتی بزرگ می شود و از این بابت خوشحال است که خانواده اش هم

به او افتخار می کنند.

در صورتی که همین دختر بچه زمانی که بزرگ می شود و وارد جامعه می شود، در دانشگاه،

محیط کار و در ارتباط با دیگران مشکلات زیادی برایش به وجود می آید.

خیلی سخت می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند و از همه بدتر اینکه نمی تواند به خوبی

از حق خودش دفاع کند به دلیل اینکه اعتماد به نفس پایینی دارد.

و به دلیل خجولی و کم حرفی متأسفانه از سوی دیگران نادیده گرفته می شود و نمی تواند

به خوبی ایده ها یا مهارت ها و توانایی هایش را نشان بدهد و …  

پس چه خوب است اگر از همان کودکی به فرزاندمان اجتماعی بودن، مهارت های گفتاری و ارتباطی

را آموزش دهیم تا در آینده چنین مشکلاتی برایشان پیش نیاید.

دلیل اصلی کم حرفی در افراد خجالتی “ترس از قضاوت شدن” است.

ما همیشه نگران نظر دیگران درباره خودمان هستیم و این موضوع برای افراد خجالتی به شدت

مهم است. آن ها همیشه نگران این هستند که توسط جمع پذیرفته نشوند یا مسخره شوند یا

دیگران آن ها را تأیید نکنند.

علت اصلی خجالت کشیدن، عدم اعتماد به نفس و خود کم بینی است.که این مسئله اغلب ریشه

در دوران کودکی ما دارد.

حال که نمی توانیم به گذشته برگردیم، بهتر است از زمان حال برای دستیابی به تغییرات مثبت و

به دست آوردن آینده ای روشن تلاش کنیم.

 

و اما می رسیم به اینکه چطور میتوانیم خجالتی بودن و کم حرفی مان را کنار بگذاریم تا در جمع

های مختلف حضور پیدا کنیم و خوب و مناسب صحبت کنیم.

راه حل اول : از یک الگوی ذهنی مثبت پیروی کنید

همان طور که گفتم افراد خجالتی به تصور پذیرفته نشدن توسط افراد یا اجتماع صحبت نمی کنند

یا از اینکه وارد جمعی شوند، به خصوص جمع افراد غریبه وحشت دارند

و این ترس و اضطراب بیش از اندازه این افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس و باورها و تفکرات

ذهنی اشتباهی است که آن ها دارند.

فکر کردن بیش از اندازه به خود و مرتب مراقب رفتار خود در جمع بودن باعث می شود که

نتوانیم به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کنیم.

باور کنید دیگران آنقدر ها هم به ما اهمیت نمی دهند. اگر این را بپذیریم دیگر ترسی از

رفتن میان جمع های بزرگ و مرکز توجه بودن نداریم.

به گفته ژان پل سارتر :

بزرگترین خیانتی که انسان می تواند به خودش بکند ترس از این است که : حالا

دیگران درباره من چه فکری می کنند؟

اولین قدم برای غلبه بر خجولی و کم حرفی مان این است که افکار و باورهای مثبت را جایگزین

افکار و عقاید منفی در ذهنمان کنیم.

باید دیدمان را نسبت به خودمان تغییر دهیم و مثبت اندیش باشیم. درباره خودمان و توانمندی

هایمان باید دیدمان را از منفی به مثبت تغییر بدهیم.

باید خود گویی های منفی را کنار بگذاریم. منظور از خودگویی های منفی مکالمات منفی است که ما

در طول روز با خودمان داریم.

افراد خجالتی همیشه از یک الگوی ذهنی منفی پیروی می‌کنند و قبل از اینکه وارد جمعی شوند،

همیشه با خودشان خودگویی های منفی دارند و مرتب این جملات را با خود تکرار می کنند :

– کسی منو دوست نداره پس چرا من باید حرف بزنم.

– اون ها دوست ندارند من توی جمعشون باشم.

– در مورد موضوعی که داره توی جمع صحبت میشه، من به اندازه کافی اطلاعات ندارم.

– اگه حرف اشتباهی بزنم و سوتی بدم حتماً بقیه منو مسخره میکنن.

– من صدای خوبی ندارم، من لهجه دارم و اگه توی جمع صحبت کنم همه متوجه صدای بد یا لهجه

من میشن، پس بهتره که اصلا حرفی نزنم.

– بهتره اول اون ها بیان و با من صحبت کنن.

– اگه اصلاً حرف نزنم بهتر از اینه که حرف اشتباهی بزنم.

تمام این خودگویی های منفی مانع از این می شود که ما بتوانیم در جمع ها و گفتگو های مختلف

شرکت کنیم و نظرات خودمان را بیان کنیم.

چه بسا نظرات و ایده های نابی در سر داشته باشیم، اما به دلیل ترس از تحویل گرفته نشدن

هرگز آن ها را به زبان نیاوریم.

اگر همین روند را پیش بگیریم دیگران به هیچ وجه متوجه توانایی ها، ایده ها و مهارت هایمان

نمی شوند. پس بهتر است قبل از اینکه وارد جمعی شویم به جای خودگویی های منفی،

خودگویی های مثبت داشته باشیم و به خودمان بگوییم:

– همه من را دوست دارند.

– من صدای خوبی دارم.

– من برای صحبت کردن در جمع به اندازه کافی اطلاعات دارم.

– کسی قرار نیست من را مسخره کند.

– مهم نیست حرف من را قبول کنند یا نه، من به هر حال نظر خودم را بیان می کنم.

– اگر شروع به صحبت و اظهارنظر کنم اتفاقاً دیگران بیشتر من را جدی می گیرند و به من اهمیت

می دهند.

– اگر حرف اشتباهی بزنم مهم نیست، چون هر کسی ممکن است دچار خطا و اشتباه شود حتی

سخنران های حرفه ای!

برای اینکه دید مثبتی نسبت به خودمان پیدا کنیم، کافی است باورهای اشتباه و رایجی که سالیان

سال با ما همراه بودند را برای همیشه دور بریزیم.

البته این کار نیاز به زمان دارد و هر چی بیشتر تمرین کنیم بهتر می توانیم این کار را انجام

دهیم.

راه حل دوم : از قبل آمادگی حضور در جمع را داشته باشید

اگر فکر می کنید حرفی برای گفتن در جمع های مختلف ندارید یا زمانی که در جمع ها قرار می

گیرید احساس می کنید هیچ حرفی برای گفتن ندارید، باید قبل از اینکه وارد مهمانی یا جمعی

شوید،

یک لیست از موضوعاتی که احتمال می دهید در آن جمع مورد بحث قرار بگیرد را آماده

کنید و نظرتان را درباره آن موضوعات بنویسید.

به این ترتیب از قبل آمادگی حضور در آن جمع را دارید و مطمئن می شوید که حرف کم

نمی آورید و با اعتماد به نفس بیشتری شروع به صحبت کردن می کنید.

آمادگی داشتن قبل از هر کاری باعث موفقیت درانجام آن کار میشود.

به عنوان مثال در جمع های فامیلی یا مهمانی ها، معمولاً در مورد وضعیت آب و هوا و شرایط

اقتصادی و اخبار روز بحث می شود. می توانید با خواندن یا شنیدن اخبار روز همیشه حرفی برای

گفتن داشته باشید.

یا در جمع های همکلاسی ها معمولاً در مورد اساتید و درس ها صحبت می شود.

در جمع های همکاران هم بیشتر در مورد سختی های کار یا حقوق و … صحبت می شود.

اگر به یک مهمانی یا جلسه دعوت می شوید می توانید از روز قبل به این فکر کنید که چه

موضوعاتی می تواند در آن جمع مورد بحث قرار گیرد و روی یک کاغذ نظرات خود را درباره آن

موضوعات بنویسید.

 

راه حل سوم : به صحبت ها و گفتگوهای افراد به دقت گوش کنید و به محض پیدا کردن یک نقطه مشترک سر صحبت را با آن ها باز کنید

گاهی پیش می آید که ما نمی توانیم حدس بزنیم که در یک جمع قرار است درباره چه موضوعاتی

صحبت شود یا پیش بینی مان درست از آب در نمی آید

یا اکثر اشخاص حاضر از یک حرفه یا تخصص یا هنر گردهم امده اند و مدام در مورد شغل یا

تخصصی صحبت می کنند که ما آشنایی چندانی با آن نداریم و برایمان سخت است که سر صحبت

را با آن ها باز کنیم.

در این مواقع باید چکار کنیم؟

راه حل این است که به صحبت ها و گفتگو های دیگران به دقت گوش دهیم و به محض  پیدا

کردن یک نقطه مشترک سر صحبت را با آن ها باز کنیم.

مثلاً : اگر گفتگویی بین افراد در جریان است و یک نفر در مورد رشته دانشگاهی اش صحبت می

کند که همان رشته دانشگاهی شما بوده، می توانید بگویید: چه جالب! اتفاقاً من هم روان شناسی

خواندم تو فلان دانشگاه شما کدام دانشگاه بودین و …

همین طور بحث و گفتگوی شما با آن شخص یا بقیه افراد ادامه پیدا می کند.

این تکنیک باعث می شود سر صحبت را با آن فرد باز کنید و کم کم وارد گفتگوی افراد حاضر در

آنجا می شوید.

یا فرض کنید یک نفر در مورد غذای مورد علاقه شما صحبت می کند، می توانید بگویید: من هم

این غذا را خیلی دوست دارم و به این ترتیب می توانید وارد گفتگو ها و مکالمات سایر  افراد در

جمع های مختلف شوید.

و نکته آخر اینکه هر کس نظر، عقیده، باورها و اعتقادات و طرز فکر خاص خودش را دارد و همین

تفاوت میان انسان هاست، پس طبیعی است که عده ای از افراد با نظر یا عقیده ما موافق نباشند.

همیشه نظر و عقیده خودتان را ابراز کنید و نگران پذیرفته شدن یا نشدنش از طرف جمع نباشید

و به عقاید و باورهای دیگران نیز احترام بگذارید.

و اگر نظرتان هم پذیرفته نشد، باید باز هم در جمع ها و گفتگو ها شرکت کنید.

اگر بتوانید خجالتی و کم حرفی تان را کنار بگذارید، از ناحیه امن تان خارج شوید، بیشتر در جمع

های مختلف حضور پیدا کنید و صحبت کنید، بیشتر به فن بیان و مهارت های ارتباطی تسلط پیدا

می کنید.

افراد خجالتی به دلیل نداشتن اعتماد به نفس و خودباوری که ریشه آن همان افکار و احساسات

بد و منفی است، نمی توانند به راحتی با افراد مختلف صحبت و ارتباط برقرار کنند.

ترس از طرد شدن مهم ترین عاملی است که این افراد از گفتگو یا حضور در جمع خودداری می

کنند و به همین دلیل موقعیت های کاری و اجتماعی زیادی را از دست می دهند

و نمی توانند به درستی مهارت و توانمندی هایشان را به دیگران نشان دهند. اولین قدم برای

مبارزه با کمرویی و کم حرفی پیروی از یک الگوی ذهنی مثبت است.

بهتر دیده شدن و بهتر شنیده شدن حق توست. کمکت می کنم تا در دنیای پر رقابت امروزی حرفی برای گفتن داشته باشی و بتوانی بهترین بیان را پیدا کنی، طوری که در هر جمعی همه مجذوب صحبت هایت شوند.        

  منیره میرزاده مهندس it ومدرس فن بیان و مهارت های ارتباطی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *