چطور سر صحبت را با افراد غریبه باز کنیم؟

یکی از بزرگترین مشکلاتی که افراد خجول و کم حرف با آن مواجه هستند، شروع به گفتگو یا باز

کردن سر صحبت با دیگران خصوصاً غریبه هاست.

شاید به دفعات زیاد در این موقعیت ها قرار گرفته باشی :

در مهمانی یا جلسه ای با فردی آشنا می شوی. با اودست می دهی، چشمانتان با هم تلاقی می

کند و ناگهان احساس می کنی ذهنت قفل شده و هیچ حرفی برای گفتن نداری و سکوت

حاکم می شود. 

بعضی از آدم‌ها راحت سر صحبت را باز می‌کنند. انگار هیچ‌وقت حرف کم نمی‌آورند و در هر

شرایطی که باشند، موضوعی در چنته دارند که می‌توانند با آن گفتگویی را شروع کنند.

اما برای بقیه‌ی افراد باز کردن سر صحبت با دیگران به خصوص افراد غریبه دشوار است.

حتی اگر این آدم‌ها با افرادی که واقعاً دوست دارند با آنها حرف بزنند نیز در یک اتاق باشند،

حاضر نیستند کلمه‌ای از دهان‌شان خارج کنند.

اگر شما هم جزء کسانی هستید که سر صحبت باز کردن، برایشان مثل شق‌القمر کردن است،

نگران نباشید. در این مقاله یاد می گیرید که با استفاده از چند تکنیک ساده به راحتی سر صحبت

را با دیگران باز کنید.

چرا سر صحبت را باز کردن اینقدر مهم است؟

اهمیت باز کردن سر صحبت، در خود کلماتی که رد و بدل می‌شوند نیست؛ بلکه در پیوندهایی

است که بین افراد به‌وجود می آید.

صرفاً با گپ زدن با همکاران و مشتری‌های خود می‌توانید رابطه‌های خوبی خلق کنید، وقتی روابط

مثبتی با افراد شکل دهید می‌توانید مشتریان بالقوه‌ای بدست بیاورید.

علاوه بر این، روابط اجتماعی‌تان هم ساخته و تقویت می‌شود.

با خلق یک ذهنیت مثبت از خودتان در اولین دیدار، می‌توانید ملاقات‌های کاری را از همان لحظه

اول خوب جلو ببرید.

اگر بدانید که چگونه باید سر صحبت را با دیگران باز کنید، خواهید توانست اعتماد و تفاهمی

دوطرفه با مخاطبان‌تان شکل دهید.

اما اهمیت این معاشرت کوتاه همین‌جا تمام نمی‌شود. باز کردن سر صحبت با دیگران علاوه بر این

که ذهنیت خوبی از شما در ذهن آن ها می‌سازد، باعث می‌شود در آینده از ارتباطی که ساخته‌اید،

سود ببرید.

مثلاً اگر اندکی سر صحبت را با یک مشتری بالقوه باز کنید، همین صحبت کوتاه می‌تواند به

بحث‌های جدی در باب همکاری در کسب و کار بینجامد.

چه در زندگی روزمره و چه در ساختن یک شبکه‌ ارتباطی با افراد بدردبخور مهارت باز کردن سر

صحبت یکی از توانایی‌های حیاتی و ارزشمند است.

چطور حرف های پیش پا افتاده تولید پیوند می کند؟

دنبال بهترین جمله برای باز کردن سر صحبت با افراد نباشید. به عنوان شروع هر چه دلتان می

خواهد بگویید.

تا به حال دقت کرده‌اید که چند تا از رابطه‌هایتان با چند دقیقه گپ کوتاه شروع شده است؟ منظور

از گپ کوتاه چیست؟

شاید فکر می‌کنید شبیه پیش‌غذایی است که قبل از آوردن غذای اصلی – که همان بحث و گفتگو

باشد – قرار است از آن لذت ببرید.

همان حرف هایی که گاهی به نظرت بی مزه می آید.

انسان‌شناسی هلندی به نام برانیسلاو مالیناوسکی گپ‌و‌گفت‌ها را این‌طور توصیف کرد سر صحبت

باز کردن یعنی؛ «اظهارات بی‌هدف در باب علایق و انزجارها، شرح وقایع بی‌ربط و نظر دادن در مورد

چیزهای کاملا بدیهی.»

خیلی از ارتباطات خوب و دوستی ها با همین جملات پیش پا افتاده شروع می شوند، ادامه پیدا می

کنند و به دوستی و رابطه ای مهم و محکم ختم می شوند. جملات پیش پا افتاده ای مثل :

– چقدر بد که مجبوریم تو این هوای سرد منتظر قطار باشیم؟

– شما اهل کجا هستید؟

– هوا امروز خیلی گرمه نه؟

– خیلی وقته اینجا منتظر هستید؟

– شما قبلاً هم به این سمینار اومده بودین؟

کلمات یا جملات اول باید آرام بخش، مؤدبانه و به دور از گله و شکایت باشد.

برای شروع یک گفتگو و باز کردن سر صحبت با افراد غریبه بهتر است از جملات معمولی و پیش پا

افتاده استفاده کنید.

بعضی ها فکر می کنند در تعامل با افراد به ویژه در برخورد اول باید حتماً موضوعات سنگین و

پرمغزی را مطرح کنند یا از کلمات قلمبه سلمبه استفاده کنند تا خاص و منحصر به فرد به نظر

برسند.

هرگز برای شروع گفتگو کلمات و جملات قلمبه سلمبه یا پیچیده به کار نبرید. چون به هیچ عنوان

برای طرف مقابل خوشایند نیست و با شما احساس نزدیکی و صمیمیت نمی کند.

مردم شما را از حرف های اولیه تان قضاوت می کنند. برای باز کردن سر صحبت با دیگران سعی

نکنید بی جهت خود را بی نقص و عالی جلوه دهید.

انسان ها جذب کسانی می شوند که ساده و بی پیرایه رفتار کنند و شبیه خودشان باشند.

مشکل بسیاری از افراد کم رو و خجالتی این است که اغلب آن ها چون اهل مطالعه هستند و در

ذهن خود ایده ها و مطالب ارزنده ای دارند، همه را می خواهند در همان ابتدای آشنایی رو کنند!

این کار باعث سخت شدن روند گفتگو می شود و به دلیل عدم درک متقابل، سکوت های آزار

دهنده ای در خلال گفتگو ایجاد خواهد شد.

شما در ابتدا باید سعی کنید نشان دهید که مخاطب و شرایط او را به خوبی درک می کنید و شبیه

او هستید که این مورد کمک می کند تا راحت تر سر صحبت را باز کنید.

پس برای باز کردن سر صحبت نباید یک ماسک مصنوعی از یک فرد عجیب و غریب به چهره داشته

باشید!

نکته مثبتی را در طرف مقابل پیدا کنید و با حالت صمیمانه از آن تعریف کنید

ساده ترین روش برای باز کردن سر صحبت با افراد این است که نکته مثبتی را در طرف مقابل

پیدا کنیم و با حالت صمیمانه از آن تعریف کنیم.

به عنوان مثال می توانید از خصوصیات ظاهری فرد تعریف کنید :

– چه لباس قشنگی، می تونم بپرسم از کجا خریدین؟

– اندام خوبی دارین، باشگاه میرین؟

– چه شال خوشرنگی، چقدر بهتون میاد.

سعی کنید همیشه شما شروع کننده گفتگو باشید، کسی که وارد گفتگو، جمع یا صحبتی می شود

همیشه نزد دیگران محبوب تر و جذاب تر است.

از طرفی اگر طرف مقابلتان هم مثل شما خجالتی و کم حرف باشد، اصلاً گفتگویی شکل نمی گیرد.

چون هر دو منتظر می شوید تا طرف مقابل صحبت کند.

برای باز کردن سر صحبت با افراد به چیزی فرد به همراه دارد توجه کنید

راه بعدی برای باز کردن سر صحبت با غریبه ها توجه به شیء یا وسیله ای است که آن شخص به

همراه دارد. مثل : کتاب- آلات موسیقی- دوربین عکاسی و …

می توانید در مورد آن ها از او سؤال کنید. اگر کتابی در دست دارد، می توانیم از او بپرسیم :

“موضوع کتاب چیست؟ و آیا از آن خوشش آمده یا نه؟”

اگر دوربین دارد می توانیم بپرسیم : “عکاس حرفه ای است یا آماتور؟”

اگر ابزار موسیقی به همراه دارد می پرسیم : “چه سازی می زند و از چه سبک موسیقی خوشش

می آید؟” یا می توانیم از او آدرس کلاس موسیقی که می رفته بپرسیم.

به موقعیتی که در آن هستید توجه کنید

یکی از راه های باز کردن سر صحبت یا ادامه دادن به گفتگو، سخن گفتن در مورد موقعیتی است

که الان در آن قرار داریم.

مثال : اگر در اماکن تاریخی یا زیارتی هستیم می توانیم در مورد این اماکن با شخصی که در آنجا

حضور دارد صحبت کنیم و به این ترتیب سر صحبت را با او باز کنیم.

فرقی نمی کند کجا باشیم، در پارک- دانشگاه- نمایشگاه نقاشی و … هر جا باشیم می توانیم از

این ترفند استفاده کنیم و در مورد چیزهای غیر عادی یا جالب آن مکان با شخص مورد نظرمان

صحبت کنیم.

  

نکته آخر :

برای باز کردن سر صحبت و درگیر شدن در موضوع، سعی کنید اهل داستان سرایی باشید. در

هنگام شنیدن داستان طرف مقابل، سعی کنید اشتیاق نشان دهید و حرف او را دنبال کنید.

مثلاً اگر او از سفر شمال می گوید، شما نیز خاطره ای مربوط به سفر شمال نقل کنید و آن را به

داستان طرف مقابل ربط دهید.

این کار باعث می شود درگیری احساس مخاطب را در پی داشته باشد. او در این لحظات به

طور ناخودآگاه احساس می کند به شما کشش خاصی دارد و با شما احساس صمیمیت بیشتری را

تجربه می کند.

3 تکنیک برای حفظ جریان گفتگو

خیلی از مواقع وقتی ما سر صحبت را با افراد مختلف باز می کنیم، این گفتگو جریان پیدا نمی کند

و خیلی زود خاتمه می یابد.

دلیلش این است که ما زمانی که می خواهیم با شخص غریبه ای وارد صحبت یا گفتگو شویم،

معمولاً یک سری سؤالات ساده از او می پرسیم و هنگامی که شخص جواب می دهد، نه ما سؤال

دیگری به ذهنمان می رسد و نه او حرفی برای گفتن دارد!

– ما : سلام چطوری؟ چه خبر؟

– شخص مقابل : سلام خوبم مرسی، سلامتی.

یا گفتگویی را ساخته ایم اما نمی دانیم چطور آن را ادامه دهیم که برای شخص مقابل یا هر

دویمان جذاب باشد.

موضوعات مورد علاقه مخاطب مان را پیدا کنیم

اگر می خواهید مدت زمان بیشتری با افراد صحبت کنید و از نظر آن ها فردی دوست داشتنی

باشید، باید به جای حرف زدن در مورد علایق خودتان در زمینه مورد علاقه شخص مقابل صحبت

کنید.

سعی کنید بیشتر شنونده باشید تا گوینده و بگذارید طرف مقابلتان از خودش و علاقه مندی

هایش یا مهارت هایش صحبت کند، این کار برای او لذت بخش است.

چون افراد بیشتر دوست دارند در مورد خودشان یا زمینه ای که به آن علاقه دارند حرف بزنند،

اگر ما این فرصت را در اختیار آن ها بگذاریم بسیار خوشحال می شوند.

هرچقدر هم که احساس کنید آدم تو دل‌برویی هستید، باز هم نباید کل مکالمه را به خودتان

اختصاص دهید!

به کسانی که با آن ها حرف می‌زنید علاقه نشان دهید و بگذارید آنها هم بخشی از گفتگو را شکل

دهند.

اکثر افراد به مسائلی مثل : خانواده- شغل- سلامت- موسیقی- سینما و تلویزیون- آشپزی- مد-

مسافرت- خانه- تکنولوژی- اهداف و آرزوها علاقه مند هستند.

باید موضوع مورد علاقه مخاطب مان را پیدا کنیم. اگر مخاطب مان را از قبل بشناسیم پیدا کردن

این موارد آسان است.

اگر هم نشناسیم می توانیم با گوش دادن به صحبت هایش یا پرسیدن سؤال هایی این موارد را

کشف و در مورد آن ها صحبت کنیم.

در مورد موضوعاتی که به آن ها علاقه مندیم صحبت کنیم

گاهی اوقات در صحبت هایمان با افرادی که تازه آشنا شده ایم، اگر از موضوعات مورد علاقه مان

بگوییم، ممکن است به موارد مشابه یا مشترکی با آن شخص برسیم. و همین باعث ادامه روند

گفتگو شود.

یا ممکن است شخص مقابل خجالتی باشد و برایش سخت باشد که بخواهد در مورد علایقش

صحبت کند یا هنوز ما نمی دانیم طرف مقابل به چه مواردی علاقه مند است.

در این حالت می توانیم از علایق، خواسته ها و آرزوهایمان برایش بگوییم. زمانی که قصد رفتن

به مهمانی یا ملاقات فردی را دارید،

قبل از رفتن 5 موضوعی که علاقه مندید در مورد آن ها با دیگران صحبت کنید را یادداشت کنید

و زمانی که با شخص مورد نظر رو به رو شدید در مورد آن ها صحبت کنید.

تکنیک تکرار مثل یک طوطی

در حال گفتگو هستیم به زودی صحبت طرف مقابل ما تمام می شود و نوبت به ما می رسد، اما

حرفی برای گفتن پیدا نمی کنیم.

در این شرایط کافی است جمله آخر طرف مقابل را با اشتیاق به صورت سؤالی تکرار کنیم.

وقتی جمله او را سؤالی تکرار می کنیم او را وادار می کنیم که در این زمینه بیشتر توضیح دهد.

با این کار نوبت صحبت کردن را به طرف مقابل باز می گردانیم. مثال :

الف) دیروز بعد از ظهر رفتم بازار.

ب) بازار؟

الف) آره رفتم کفش خریدم.

ب) إ کفش گرفتی؟

الف) آره مدلش خیلی قشنگه.

ب) مبارکت باشه. ایشالله دفعه بعد با هم میریم.

گاهی از همین صحبت های کوتاه، گفتگوهای طولانی شکل می گیرد.

هرچقدر بیشتر سر صحبت را با بقیه باز کنید، می‌بینید که کار برای‌تان راحت‌تر می‌شود. هر

فرصتی برای حرف زدن با همکاران، دوستان، خانواده و حتی افراد کاملا غریبه را غنیمت بشمارید

تا مهارت‌هایتان تقویت شود.

مهارت سر صحبت را باز کردن، اگر بدرستی صورت گیرد، علاوه بر اینکه رابطه‌های اجتماعی زیادی

را برای شما ایجاد می‌کند، می‌تواند فرصت‌های بالقوه‌ای را برای موفقیت و پیشرفت شما فراهم

آورد.

بهتر دیده شدن و بهتر شنیده شدن حق توست. کمکت می کنم تا در دنیای پر رقابت امروزی حرفی برای گفتن داشته باشی و بتوانی بهترین بیان را پیدا کنی، طوری که در هر جمعی همه مجذوب صحبت هایت شوند.        

  منیره میرزاده مهندس it ومدرس فن بیان و مهارت های ارتباطی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *